شعـــر شعرهای Gif

شروع موضوع توسط Mj12 ‏30/1/20 در انجمن اشعار

  1. Mj12

    کاربر سخت کوش

    کاربر ناز فروم
    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/20
    ارسال ها:
    241
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]
    هر کجا هستم،باشم
    آسمان مال من است.
    پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین مال من است.
    چه اهمیت دارد؟
    گاه اگر می رویند
    قارچ های غربت؟
    من نمی دانم
    که چرامیگویند:اسب حیوان نجیبی است،کبوترزیباست؟
    وچرادرقفس هیچ کسی کرکس نیست؟
    گل شبدرچه کم ازلاله ی قرمزدارد؟
    چشمهارابایدشست،جوردیگربایددید.
    واژه ها رابایدشست.
    واژه بایدخودباد،واژه بایدخودباران باشد.
    چترهارابایدبست،
    زیرباران بایدرفت

    @};-سهراب سپهری
     
  2. Mj12

    کاربر سخت کوش

    کاربر ناز فروم
    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/20
    ارسال ها:
    241
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]
    جهان بی عشق سامانی ندارد
    فلک بی میل دورانی ندارد
    نه مردم شد کسی کز عشق پاکست
    که مردم عشق و باقی آب و خاکست
    چراغ جمله عالم عقل و دینست
    تو عاشق شو که به ز آن جمله اینست

    امیرخسرو دهلوی
     
  3. Mj12

    کاربر سخت کوش

    کاربر ناز فروم
    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/20
    ارسال ها:
    241
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]
    نشسته ام با شب قمار مى كنم
    و هرچه مى برم تاريكتر مى شوم

    گروس عبدالملکیان
     
  4. Mj12

    کاربر سخت کوش

    کاربر ناز فروم
    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/20
    ارسال ها:
    241
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]
    شب همه شب بدون تو در به درم، نگاه کن
    عشق تو گشته هستی‌ام چشم مرا به خواب کن

    ایلیا مرادی
     
  5. Mj12

    کاربر سخت کوش

    کاربر ناز فروم
    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/20
    ارسال ها:
    241
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]
    مشو، مشو، ز من خسته‌دل جدا ای دوست
    مکن، مکن، به کف‌اند هم رها ای دوست
    برس، که بی‌تو مرا جان به لب رسید، برس
    بیا که بر تو فشانم روان، بیا ای دوست
    بیا، که بی‌تو مرا برگ زندگانی نیست
    بیا، که بی‌تو ندارم سر بقا ای دوست
    اگر کسی به جهان در، کسی دگر دارد
    من غریب ندارم مگر تو را ای دوست
    چه کرده‌ام که مرا مبتلای غم کردی؟
    چه اوفتاد که گشتی ز من جدا ای دوست؟
    کدام دشمن بدگو میان ما افتاد؟
    که اوفتاد جدایی میان ما ای دوست
    بگفت دشمن بدگو ز دوستان مگسل
    برغم دشمن شاد از درم درآ ای دوست
    از آن نفس که جدا گشتی از من بی‌دل
    فتاده‌ام به کف محنت و بلا ای دوست
    ز دار ضرب توام سکه بر وجود زده
    مرا بر آتش محنت میازما ای دوست
    چو از زیان منت هیچگونه سودی نیست
    مخواه بیش زیان من گدا ای دوست
    ز لطف گرد دل بی‌غمان بسی گشتی
    دمی به گرد دل پر غمان برآ ای دوست
    ز شادی همه عالم شدست بیگانه
    دلم که با غم تو گشت آشنا ای دوست
    ز روی لطف و کرم شاد کن بروی خودم
    که کرد بار غمت پشت من دوتا ای دوست
    ز همرهی عراقی ز راه واماندم
    ز لطف بر در خویشم رهی‌نما ای دوست

    عراقی
     
  6. Mj12

    کاربر سخت کوش

    کاربر ناز فروم
    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/20
    ارسال ها:
    241
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]
    بد خلقم و بد عهد، زبان بازم و مغرور
    پشت سر من حرف زیاد است مگر نه؟

    فاضل نظری
     
  7. Mj12

    کاربر سخت کوش

    کاربر ناز فروم
    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/20
    ارسال ها:
    241
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]
    ازکلیــدشربگــــویم مــن دراینجا وقت خشم
    کـــرده بسیاری هلاکت هـــــابدنیاوقت خشم
    بودن وافســـانه ی آنرابه آتـــش می کشـــــد
    می کندهمچون جهنّنم زندگی هاوقت خشــــم
    نفسِ انسان همچوابلیس است درهنگام خشم
    همچوشیطان می تنددردست وپاهاوقت خشم
    می شــــــوداوبرخـــرشیطان سوارومی جهد
    تاجهنّــــم می رودهـــــرباراوباپای خشــــــم
    دوستـــــی هــــاداده بربادوخـــــریده دشمنی
    چشــــــم ها رابسته ،لبهامی گشایدوقت خشم
    هـــــرکه دراطراف اوباشندازخوبان به مهر
    نیــــش خورده اززبان اوفراوان وقت خشم
    برتصـــوّرهای خودمُهــــــرحقیقت می زند
    میکنــــدآنرامِــــلاکِ اَمروفرمان وقتِ خشم
    چشــــــم براطرافیانش بسته می داردزخشم
    کس ندیده هیچگاه دراومـــــــداراوقت خشم
    نفسِ شیطان وپریشان گویِ اودروقتِ خشم
    می برداورابه هــــربیغوله آسان وقتِ خشم
    دشمنی هــــادوستی هایش همـــه بیجا شده
    منعکس گردیده خشمش روی آنهاوقتِ خشم
    اززبانــــش دیدآسیــب فـــراوان بی حساب
    بـــرنمی گــــــــرددچرااوبرمداراو قتِ خشم
    خشـــم میگیـــردوازآن میکنــــــداوشربه پا
    شـــرِّاودنیـــابســـوزدب ی محاباوقتِ خشــــم
    تازه بعــــدازآن طلبکاراســــــت وداردادّعا
    باکلیدی ازجهنّم هست همـــــراه وقتِ خشم
    ابتداازخشـــــــــم میســـــوزانداومِهــــروو َفا
    بعـــــدازآن میگرددآرام وپشیمان وقتِ خشم
    دشمنی هــــادوستی هــــــایش همه بیجاشده
    منعکس گردیده خشمش رویِ آنهـاوقت خشم
    هست شرّش چون کلیدِشـــــرِّ بیجاوقتِ خشم
    آرزودارم بمیردخشــــــمِ بیــــجاوقتِ خشـــم
    احمد یزدانی
     
  8. Mj12

    کاربر سخت کوش

    کاربر ناز فروم
    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/20
    ارسال ها:
    241
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]
    نیست حالی در دل شاعر خیال‌انگیزتر
    از سکوت خلوت اندیشه‌زای نیم‌شب

    رهی معیری
     
  9. Mj12

    کاربر سخت کوش

    کاربر ناز فروم
    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/20
    ارسال ها:
    241
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]
    تو خود ار با نگهی پاک بخود بینی
    یابی آن گنج که جوئیش درین ویران
    چو کتابیست ریا، بی ورق و بی خط
    چو درختیست هوی، بی بن و بی اغصان
    هیچ عاقل ننهد بر کف دست آتش
    هیچ هشیار نساید بزبان سوهان

    پروین اعتصامی
     
  10. Mj12

    کاربر سخت کوش

    کاربر ناز فروم
    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/20
    ارسال ها:
    241
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    [​IMG]
    کس ندانست که من میسوزم
    سوختن، هیچ نگفتن، هنر است

    پروین اعتصامی
     

این صفحه را به اشتراک بگذارید